على محمدى خراسانى
347
شرح رسائل (فارسى)
جميع اعصار و يا حد اقل در عصر واحد مع كثرة الفقهاء عادتا ممكن نيست ، كدام مجتهد دل به دريا زده و در اطراف و اكناف راه افتاده و فتاواى همهء فقهاء را عن حس شنيده و يا ديده ؟ پس مرحله اول و دوّم كه عادتا محال است و لذا نتوان اجماعات منقولهء در كتب فقهيه را بر معناى حقيقى خودش حمل كرد لوجود الصارف و هم حكم العقل بالاستحالة و وقتى اين نشد قانون اينست كه : اذا تعذرت الحقيقة فاقرب المجازات اولى بالارادة و آن اينست كه بگوئيم مراد مدعيان اجماع از اين ادعاهاى اجماع اتفاق المعروفين فى جميع الاعصار و يا فى عصر واحد است و همانطور كه قبلا گفتيم ، اتفاق معروفين به تنهائى اگرچه ملازمهء عرفيه و عاديه با قول امام ( ع ) ندارد و براى ما حدس قطعى به رأى امام نمىآورد و لكن با انضمام امارات و قرائن مىتوان كمبود را جبران كرد و اجماع را حجت كامل كرد . حال آن قرائن عبارتند از : 1 - ظاهر آيهاى از قرآن فى المثل شيخ طوسى براى ما نقل اجماع مىكند و ما اگرچه يقين داريم كه منظورش اتفاق الكل فى جميع الاعصار و يا فى عصر مع كثرة العلماء نيست چون چنين امرى عادتا از محالات است و لكن حدّ اقل منظور شيخ اتفاق المعروفين كه هست و نسبت به اين مقدار خبر حسى است و مىپذيريم و اين مقدار اگرچه مستلزم عادى قول امام ( ع ) نيست و لكن خودمان هم از ظاهر آيه برداشتى كرديم مطابق با آن و يقين كرديم كه حكم واقعى همين است كه 50 % از ارزش را اجماع تأمين كرد و 50 % را ظاهر آيه . 2 - ظاهر حديث به ضميمه اتفاق المعروفين براى ما يقين آورد به همان بيان كه در ظاهر آيه گفتيم . 3 - اجماعات منقولهء ديگر كه در حدّ استفاضه باشند به اين اجماع